
|
خوش است اندوه تنهایی کشیدن اگر باشد امید بازدیدن
|
پشتي كه بي پناست
دستي كه بسته است
پايي كه خسته است
دل را كه عاشق است
حرفي كه صادق است
شعري كه بي بهاست
شرمي كه آشناست
دارايي من است
ارزاني شماست
دوست دارم خدا بیاد پایینو ...
اشکامو پاک کنه و ...
دستمو بگیره و بگه :
آدما اذیتت میکنن؟؟؟
****بیا بریم...****
اماخدا را شکر که نوروز هر سال این فکر را به یادمان می آورد
پس انشاالله نوروزتان مبارک تا سالتونو سرشار از عشق کنه
فرقی با مردن نداره
پس روزایی که بی تو میگذرند
مرگیست به نام زندگی
امــــــــــــــان !!!
از آن روزی کــــه از ” دل ” نـرود …
آنـــــــــکه از ” دیــــــــده ” برفــــت ……………..!
روشنایی آوردی به شب های بی ستاره اهالی!
ای ستاره دنباله دار! عشق، امروز، در سایه بان مهربانی تو منزل می کند.
***ولادت امام حسن عسکری(ع) مبارک باد***
"امسال تولد منم مقارن شده با تولد آقا امام حسن عسگری (ع)،اینو به فال نیک میگیرم
وامیدوارم آقا یه عیدی خوب به من وهمه دوستان عنایت کنه انشاالله "
باشدکسی هست برای عاشق بودن تا با تمام وجود به او بگوییم
عشق من روزت مبارک
اینجا یک روز بخوابی همه تورا ازیاد میبرند...
کنارت ماندگارم باورم کن،
به غیر از عشق تو در سینه خویش ،
دگر چیزى ندارم باورم کن...
از خدا دیگر هیچ نمیخواهم ،
دیگر هیچ آرزویی ندارم ،
رویایم را میخواستم که به آن رسیدم ،
دنیا را میخواستم که آن را به دست آوردم ،
رویایی که همان دنیای من است، و تویی که همان دنیای منی….
خدایا شکرت

تو یک سال بزرگتر شدی
و عشق من یک سال در دلت کوچکتر
من اما هیچ وقت شب تولدت با تو نبودم
من هیچ وقت در دلت نبودم . . .
تولدت مبارک
سخت تر این است که حرفت رااشتباهی بفهمند...
حالا میفهمم که خدا چه زجری میکشد وقتی که :
این آدمها حرفش راکه نفهمیده اند هیچ، اشتباهی
هم فهمیده اند.
(دکتر شریعتی)
دوره ارزانی است...
دل ربودن ارزان...
دل شکستن ارزان...
آبرو قیمت یک تکه نان ...
ودروغ از همه چیز ارزانتر...
قیمت عشق چقدر کم شده است...!!!
کمتر از آب روان...
وچه تخفیف بزرگی خورده قیمت هر انسان...!!!
گفت : حتی از من؟!
گفتم : خدایا دلم را ربودند
گفت : بیش از من؟!
گفتم :خدایا چقدر دوری
گفت : تو یامن؟!
گفتم :خدایا تنهاترینم
گفت : پس من؟!
گفتم : خدایا کمک خواستم
گفت : از غیر از من؟!
گفتم :نگران آینده ام
گفت : نه به اندازه ی من!
گفتم : خدایا دوستت دارم
گفت : بیشتر از من؟!
گفتم : خدایا اینقدر نگو من
گفت : تو یا من؟؟؟!!!
پریشانم
چه میخواهی تو از جانم؟
مرا بی آنکه خود خواهم اسیر زندگی کردی
خداوندا...
اگر روزی ز عرش خود به زیر آیی
لباس فقر پوشی
غرورت را برای تکه نانی به زیر پای نامردان بیندازی
وشب آهسته وخسته
تهیدست و زبان بسته
بسوی خانه باز آیی
زمین وآسمان را کفر میگویی! نمیگویی؟
اگر در روز گرماخیز تابستان
تنت بر سایه دیوار بگشایی
لبت بر کاسه مسی قیراندود بگذاری
وقدری آنطرفتر عمارتهای مرمری بینی
واعصابت برای سکه ای این سو وآنسو در روان باشد
زمین وآسمان را کفر میگویی!نمیگویی؟
خداوندا اگر روزی بشر گردی
زحال بندگانت با خبر گردی
پشیمان میشوی از قصه خلقت
از این بودن. از این بدعت
خداوندا تو مسئولی
تومیدانی که انسان بودن و ماندن در این دنیا چه دشوار است
چه رنجی میکشد آنکس که انسان است واز احساس سرشار است
"دکتر شریعتی"
تو نخوان
با خودم زمزمه میکنم
.
.
.
من خوبم ....من آرامم......من قول داده ام
فقط کمی
تو را کم اورده ام
یادت هست؟ میگفتم در سرودن تو ناتوانم؟ واژه کم می اورم برای گفتن
دوستت دارمها؟
حالا تـــمــــــــام واژه ها در گلویم صف کشیده اند
با این همه واژه چه کنم؟
تکلیف اینهمه حرف نگفته چه می شود؟
باید حرفهایم را مچاله کنم و بر گرده باد بیاندازم
باید خوب باشم
من خوبم ....من آرامم......من قول داده ام
فقط کمی بی حوصله ام
آسمان روی سرم سنگینی میکند
روزهایم کش امده
هر چه خودم را به کوچه بی خیالی میزنم
باز سر از کوچه دلتنگی در میاورم
روزها تمام ابرهای اندوه در چشمان منند ولی نمی بارند
چون
من خوبم ....من آرامم......من قول داده ام
تمام خنده هایم را نذر کرده ام که گریه ام نگیرد
اما شبها..
وای از شبها
هوای آغوشت دیوانه ام میکند
موهایم بد جوری بهانه دستانت را میگیرند
تک تک نجواهای شبانه ات لا به لای موهایم مانده اند
کاش لا اقل میشد فقط شب بخیر شبها را بگویی تا بخوابم
لالایی ها پیشکش
من خوبم ....من آرامم......من قول داده ام
فقط نمیدانم چرا هی آه میکشم
آه
و
آه
و بازم آه
خسته شدم از این همه آه
شبها تمام آه ها در سینه منند
ان قدر سوزناک هستند که می توانم با این همه آه دنیا را خاکستر
کنم
اما حیف که قول داده ام
من خوبم ....من آرامم......
فقط کمی دلواپسم
کاش قول گرفته بودم از تو
برای کسی از ته دل نخندی
می ترسم مثل من عاشق خنده هایت شود
حال و روزش شود این...
تو که نمی مانی برایش آنوقت مثل من باید
آرام باشد .....خوب باشد..... قول داده باشد
بیچاره..
...................................................
نترس باز شروع نمیکنم اصلا تمام نشده که بخواهم شروع کنم
همین دلم برایت تنگ شده را هم به تو نمی گویم
تو راحت باش
من خوبم ....من آرامم......
آخر من قول داده ام که آرام باشم
باورت می شود؟ من خوبم
همش حس میکنم دارم بدون عشق میمیرم
دلم تنهاست مجبورم فراموشت کنم حالاکه ازچشمای تودورم
تومیدونی، توخیلی وقته میدونی
نمیفهمی چه بی اندازه بی رحمی
تومیدونی نفس گیره هوای بی تو بودن ، سخت دلگیره
تومیدونی چقدرشومه هوای خونه کسی که ازروی تو محرومه
تو میدونی ،توخیلی وقته میدونی
نمیفهمی چه بی اندازه بی رحمی...

خیلی سخته چیزی رو که تا دیشب بود یادگاری
صبح بلند شی ببینی دیگه دوسش نداری
خیلی سخته که نباشه هیچ جایی برای آشتی
بی وفا شه اون کسی که جونتو واسش میذاشتی
خیلی سخته تو زمستون غم بشینه روی برفا
میسوزونه گاهی قلبو زهر تلخ بعضی حرفا
خیلی سخته اون کسی که اومد و کردت دیوونه
هوساش وقتی تموم شد بگه پیشت نمیمونه
خیلی سخته اون کسی که گفت واسه چشمات میمیره
بره و دیگه سراغی از تو و نگات نگیره
خیلی سخته که عزیزی یه شب عازم سفر شه
تازه فردای همون روز دوست عاشقش خبر شه
خیلی سخته بی بهونه میوه های کال رو چیدن
به خدا کم غصه ای نیست چند روزی تورو ندیدن
خیلی سخته که دلی رو با نگات دزدیده باشی
فرداش اما از عشق یه کمی ترسیده باشی
خیلی سخته یه غریبه به دلت یه وقت بشینه
بعد به اون بگی که چشمات نمیخواد اونو ببینه
خیلی سخته که ببینیش توی یک فصل طلایی
کاش مجازات بدی داشت توی قانون بی وفایی
خیلی سخته که ببینی عاشقیش دروغه
چقدر از گریه اون شب َچشم تو سرش شلوغه
خیلی سخته واسه اون بشکنه یه روز غرورت
اون نخواد ولی بمونه همیشه سنگ صبورت
خیلی سخته چشمای تو واسه اون کسی خیسه
که پیام داده یه عمره برای تو نمینویسه
خیلی سخته که دل تو نکنه قصد تلافی
تا که بین دو پرستو نباشه هیچ اختلافی
خیلی سخته اونکه دیروز تو واسش یه رویا بودی
از یادش رفته که واسش تو تموم دنیا بودی
خیلی سخته بری یک شب ستاره چیدن
ولی تا رسیدی اونجا ببینی روز شد دوباره
خیلی سخته من وتو همیشه با هم بمونیم
انقدر عاشق که ندونن دیوونه کدوممونیم؟؟
براي عشق قبول كن ولي غرورتت را از دست نده ...
براي عشق گريه كن ولي به كسي نگو...
براي عشق مثل شمع بسوز ولي نگذار پروانه ببينه...
براي عشق پيمان ببند ولي پيمان نشكن ...
براي عشق جون خودتو بده ولي جون كسي رو نگير ...
براي عشق وصال كن ولي فرار نكن ...
براي عشق زندگي كن ولي عاشقونه زندگي كن ...
براي عشق بمير ولي كسي رو نكش ...
براي عشق خودت باش ولي خوب باش ...
سیلی زد یک امید قلبی به تو گوید که خدا هست هنوز...
هوایت که به سرم می زند
دیگر در هیچ هوایی،
نمی توانم نفس بکشم!
عجب نفس گیر است
هوایِ بی توئی!

نبین توخنده ی من را دلم پراز درد است
و گر چه فصل بهار است و ظاهراً شادم
دلم خزانی و برگ وجود من زرد است
نه قدر یازسا قلم سن پوزیسان اولمادیکی
در گهو نده گزیرم من یئنه پروانه کیمی
گوزلیم من گلیرم سن قاچیسان اولمادیکی